برای انجام کارهای انحصار وراثت پسرعموها رفته بودیم اداره ی مالیات؛ کولر اتاقی که ما و اکثر مردم آنجا کار داشتیم و داشتند روبه کارمند کار می کرد ولاغیر ... باید نوبتت میشد یا خودت راخم می کردی تا باد بخوری! بعضی ها هم که انگار سابقه دار بودند یا خانه ی خاله شان بود؛نمی دانم؛ خلاصه باپیژامه تشریف آورده بودند! آبسردکنش هم آب شور تراوش میکرد؛ به راستی عجب اداره ای بود!